تبليغاتX
مهندسی مواد و متالورژی

مهندسی مواد و متالورژی

بررسی ریز ساختار های چدن و فولاد:

بررسی ریز ساختار های چدن و فولاد:     

چدن سفيد:

كه دران تمامي كربن موجودبه حالت تركيب وبصورت سمنتيت وجود دارد. هيپوتكنيكي چدن سفيد شامل پرليت ولدبوريت است.

سطح مقطع اين چدن داراي ظاهري سياه وسفيد است.اين چدن مصرف صنعتي كمتري داردواكثرا براي ساخت چدن ماليبل ازان استفاده مي شود.

 

2-1-چدن خاكستري با گرافيتي:

كه قسمت عمده يا تمام كربن موجوددرساختمان ان بصورت ورقهاي ازادكربن (گرافيت)ميباشد.چدن گرافيتي داراي مقطعي به رنگ خاكستري تيره يا تقريبا سياه مي باشد.تمام چدنهايي كه كربن بصورت ازاددرانها وجوددارددرزمره چدنهاي خاكستري قرار مي گيرند.

وقتي كه چدن ازحالت مذاب منجمد مي شود،گرافيت بافوق تبريد پايين شكل مي گيرد.سرد كردن اهسته،شكل گيري گرافيت راتشديد ميكند.سرد كردن سريع(تا اندازه اي ياحتي بطوركامل)مانع تشكيل گرافيت(گرافيتي شدن)گشته ومنجر به شكل گيري سمنتيت مي گردد.

درنمودار تعادل اهن-كربن(شكل 1-1)خطوط بريده بريده ياخط چين نشان دهنده تشكيل گرافيت(حالت پايدارسيستم اهن-كربن)بوده وحال انكه خطوط پر،برتعادل نيمه پايدار ان دلالت دارند كه دران سمنتيت شكل مي گيرد.

گرافيت يوتكتيكي در طول خط ECF(سيستم گرافيتي)رسوب ميكند،درحالي كه گرافيت اضافي(ثانويه)به ترتيب درطول خطوطSEوPSKرسوب مي نمايند.

گرافيت ثانويه وگرافيت يوتكتوئيد بر روي ذراتي كه قبلا شكل گرفته اند نشسته وابعاد انها را زيادميكنند وقتي كه چدني را كه كربن موجود در ان بصورت كاربيد است تا درجه حرارت بالاي گرم كرده و براي طولاني در ان درجه نگه داريم عمل گرافيتي شدن صورت مي گيرد (يعني سمنتيت به گرافيت تبديل مي شود) در اين مرحله ذرات فاز پايدارگرافيت جوانه زايي كرده ورشد مي نماينددرحاليكه كريستالهاي سمنتيت حل مي شوند.بدين ترتيب پس ازمدتي فازناپايدار (سمنتيت) ناپديدمي شود.

مكانيزم گرافيتي شدن هنوزكاملا روشن نشده است.طبق نظربونين اين فرايند شامل مراحل زيراست:

1.    حل شدن سمنتيت دراوستنيت

2.    نفوذ اتمهاي كربن بطرف مراكزتجمع گرافيت

3.    اتمهاي اهن مناطقي ازمحلول جامدراكه ذرات گرافيت درانجاهسته سازي ورشدمينمايند،ترك مي كنند.اين موضوع راخودنفوذي اهن ياSELF-DIFFUSIONمي نامند.

4.    كربن از محلول رسوب مي كنديعني ذرات گرافيت تشكيل مي شوند.سرعت گرافيتي شدن بوسيله اهسته ترين قسمت فرايندكه همان خودنفوذي اهن است (يعني مرحله اي كه دران مناطقي را كه گرافيت درانجا تشكيل مي شود ترك ميكنند) محدودمي گردد.

حركت اتمهاي اهن دراستنيت (يافريت) تاحدقابل ملاحظه اي كند ترازنفوذاتمهاي كربن است واين بواسطه كوچكترين بودن نسبي اتمهاي اهن مي باشد. بنابراين اغلب هنگاميكه الياژهاي اهن-كربن درحالت جامدسردمي شوند پديده گرافيتي شدن نمي تواندرخ دهد درحاليكه سمنتيت نسبتا ساده شكل ميگيرد زيرا فقط مستلزم نفوذ كربن ومرتب شدن مجدداتمهاي اهن به مقدارجزيي ميباشد.

طبقه بندي چدنها كه براساس مقداركربن تركيبي موجوددرانهاصورت گرفته است درجدول1-2امده است. بايد توجه داشت كه تركيب شيميايي چدن به سزايي بر گرافيتي  شدن ان دارد.

 

 

عناصر الياژي اضافه شونده به چدن رابه دوگروه طبقه بندي كرده اند:

1-عناصر گرافيت زا (شاملC,Ni,Al,Siوغيره) كه باعث تسريع عمل تجزيه سمنتيت مي شوند.

2-عناصركاربيدزا (شاملMo,V,W,Cr,Mnوغيره) كه درسمنتيت حل شده ومانع تجزيه ان مي شوند.

 

با تغييرمقدارعناصرگرافيت زا وكربيدزا درچدن مي توان درجات مختلفي ازتجزيه سمنتيت رابدست اورد. درعمل ساده ترين راه براي اين كارتغييرمقدارسيلسيم است. ساختمان هرتركيب چدن بستگي به سرعت سردكردن قطعه ريختگي (ضخامت ديواره) دارد.

 

ارتباط بين خواص و ساختمان ان بسيار پيچيده تر از ارتباط بين خواص چدن و ساختمان فولاداست. چدن خاكستري شامل يك شبكه فلزي است كه ذرات گرافيت دران توزيع شده اند.بنابراين خواص چدن رامي توان بوسيله ساختمان شبكه ووضعيت ذرات گرافيت ان تعيين كرد. تاثيروضعيت ذرات گرافيت برخواص چدن را فقط مي توان بصورت كيفي اندازه گيري كرد.هرچه اين ذرات بزرگتربوده وكمترتوزيع شده باشند فلز ضعيف ترخواهدبود.

ذرات گرافيت موجود درچدن رامي توان بصورت تركها يا شكافهاي داخلي درنظرگرفت كه مانع پيوستگي فلز مي گردند.شبكه فلزي چدنهاي ريختگي معمولي شامل پرليت وفريت است.افزايش پرليت دراين ساختمان(به همان شكل گرافيت ته نشيني)باعث بهبودخواص مكانيكي آنهامي شود.

براي تعيين ساختمان وخواص چدن ازيك جدول رده بندي(1-4)كه توسط لانداطرح شده است،استفاده مي شود.اين جدول ارتباط بين مقدارسيلسيم،صورتهاي مختلف كربن (تركيب شده،ياگرافيت ) ومقداركلي انها، ضخامت قطعه ريختگي ( سرعت سرد كردن) ،استحكام كششي وساختار چدنهاي الياژ نشده رانشان مي دهد.

اين جدول تركيبي ازسه نموداراست.دوتاازنمودارهادرسمت راست وچپ جدول بوده وداراي يك محوراصلي قائم مي باشند،امامحورهاي افقي انهامتفاوت است (محورسمت چپ نشان دهنده ساختمان قطعه ريختگي است ومحورسمت راست مقدارسيلسيم رامشخص مي كند درنمودار سمت چپ،خطوط منحني مقداركلي كربن(Ct)را)براي چدنهاي مختلف(معين مي كنند.درنمودارسمت راست خطهاي راست مشخص كننده كربن تركيبي(Cc)مي باشند.درنمودار موجوددر منتهي عليه سمت چپ،محورهاي قائم نشان دهنده مقادير كششي(Qu)بوده درحالي كه محور افقي (محوربالايي) مقداركربن كربن تركيبي(Cc)ومقاديرپرليت وفريت رانشان مي دهد.

چدنهاي معروف به چدنهاي پرليتي وسيعترين كاربردرادر صنايع مهندسي دارند.ساختمان اين چدنها شامل يك زمينه پرليتي است كه دران گرافيت بصورت ورقه هاي نازكي گسترده شده است مقدارورقه هابايدتاحدامكان كم بوده وكاملا ازيكديگر جدا باشند.تجمع گرافيت درشبكه نامطلوب ونامرغوب است چون در اينجا معمولا گرافيت بوسيله فريت احاطه شده وبدست اوردن يك شبكه پرليتي خالص كه خواص مكانيكي خيلي خوبي داشته باشد را مشكل مي سازد.تمام چدنهاي خاكستري كه درحال حاضرمورد استفاده قرارمي گيرندرامي توان به گروههاي زير طبقه بندي كرد.

 

چدنهاي با استحكام پايين:

مقاومت كششي اين چدنها از12تا21كيلوگرم برميلي مترمربع و مقاومت خمشي آنها28تا40كيلو گرم برميلي متر مربع است. آناليزشيميايي تقريبي اين چدنها بصورت زير مي باشد:

درصدSi=1.7-3.0 درصدC=3.2-3.6

درصدp<0.5 درصدMn<0.5

درصدS<0.12

ساختمان اين چدنها شامل«فريت+گرافيت» يا«پرليت +فريت+ گرافيت» است. گرافيت دراينجا به شكل ورقه اي است.اين چدنها براي اجزائي از ماشينها كه داراي مسئوليت كمتري بودهودرعمل

تحت تاثير بارهاي سبك قرار مي گيرند بكاربرده مي شوند.

 

2-2-1چدنهاي با استحكام متوسط:

اين گروه چدنها درريخته گري اجزاءماشين آلات پرقدرت، پيستونها، سيلندرها وغيره به كاربرده مي شوند. اين گروه شامل چدنهاي پرليتي است.به هنگام ذوب اين چدنها حدود10تا30 درصدقراضه به بار كوره كوپل اضافه مي شود.اين قراضه ها داراي مقدار كربن كمتري هستندوبدست آوردن يك زمينه پرليتي با توزيع ذرات گرافيت روي آنها امكان پذير است.تركيب تقريبي اين چدنها بصورت نشان داده شده در زير مي باشد:

درصدSi=1.5-1.7 درصدC=2.8-3.0

درصدMn=0.8-1.0 درصدP<0.3

درصدS<0.12

مقدارسيلسيم در اين چدنها بايد در حدي باشد كه از ايجاد كربن بصورت تركيبي(Fe3c)جلو گيري كند.اين گروه شامل چدنهاي تلقيح شده نيزمي باشد.اين چدنها باافزودن موادمخصوصي به نام مواد تلقيحي (فروسيلسيم75 درصدسيلسيم، كلسيم سيليسيدوغيره)  به چدن مذاب قبل از ريختن به داخل قالب تهيه مي شوند.

هدف اصلي از تلقيح عبارت از تسريع شكل گيري تركيب يوتكتيكي وسمنتيت ثانويه،ازبين بردن تجمع گرافيت در شبكه و بدست اوردن يك زمينه پرليتي با ذرات ريز گرافيت مي باشد. عمل تلقيح معمولا بر چدنهاي كم كربن كه محتوي مقدار نسبتا كمي سيلسيم ومقدار زيادي منگنز هستند اعمال مي شود.بدون مواد تلقيحي ساختمان بدست آمده بصورت ساختمان چدن خالدار (يعني پرليت +گرافيت +سمنتيت) خواهد بود.دراين نوع چدنهاهرچه مقدار كربن كمتر باشد مقدار گرافيت هم كمتر خواهدبود. وهر چه مقدار سيلسيم وكربن ومقدار منگنز زياد باشد شكل گيري پرليت آسانتر مي شود.تركيب تقريبي اين چدنها بصورت زير است:

درصدSi=1.0-1.5 درصدC=2.9-3.2

درصدS<0.12 درصد P<0.3

درصد Mn<0.8-1.0

مصرف مواد تلقيحي باعث پايين امدن درجه فوق تبريد،اكسيژن زدايي چدن وتوليد جوانه هاي فراوان در مذاب مي شود.باكم شدن درجه فوق تبريد مي توان از سخت شدن وتجمع مناطق گرافيتي جلوگيري نمود.چدنهاي تلقيحي براي قطعاتي از ماشين كه تحت تاثير سائيدگي قرار مي گيرند مانند :چرخ دنده ها، سيلندرهايترمز، سيلندر هاي ماشين بخار،وغيره به كار برده مي شوند.

عاملي كه در انتخاب گروه چدن بايد به خاطر سپرده شوداين است كه هنگاميكه سرعت سرد شدن كاسته مي شود( با افزايش ضخامت ديوارهاي قالب)خواص مكانيكي فلز پايين مي آيد.اين امر مربوط به درشتتر شدن پرليت درمقاطع كلفت وتشكيل مقدار قابل ملاحظه اي فريت+پرليت است.

 

3-2-1انواع چدن با استحكام زياد گرافيت كروي:

اين گروه را چدنهاي نشكن يا داكتيل ويا چدنهاي گرافيت كروي (SG)مي نامند.اين نوع چدنها از طريق اضافه كردن مقدار كمي منيزيم (در دماي 1450-1400درجه سانتي گراد)به مذاب چدني كه داراي تركيبي مشابه تركيب شيميايي چدن خاكستري معمولي است،بدست مي ايد.هر چه قطعه ريختگي بزرگتر باشد مقدارمنيزيم اضافه شونده نيز بيشتر خواهد بود معمولا مقدار منيزيم را 3/0تا2/1درصد وزن كل چدن انتخاب مي كنند .

رسوب مي منيزيم كه طي انجماد در ساختمان چدن سبب مي شود كه گرافيتي كند به جاي انكه بصورت ورقه اي رسوب مي كند مانند چدن خاكستري به شكل گرد كروي در آيد.وجود گرافيت به اين شكل سختي شبكه را پايين آورده وموجب فراهم آوردن خواص مكانيكي بالائي مي گردد.

منيزيم نه تنها باعث تغيير شكل گرافيت مي شود،بلكه استحكام زمينه را نيز بالا برده وبعلاوه باعث افرايش ظرفيت چدن تحت فوق تبريد ودر نتيجه سخت شدن آن مي شود.

چدن انعطاف پذير داراي ساختماني شامل پرليت+فريت+گرافيت كروي شكل است وگاهي اوقات نيز ساختمان آن شامل فريت +گرافيت مي باشد دراين موردتشكيل فريت مطلوب است زيرا چدن بدون كم شدن استحكامش،قابليت شكل پذيري هم بدست مي آورد.وجود گرافيت كروي اثر عمليات حرارتي را به شدت بالا مي برد.

در اينجا ياد اور مي شويم كه نوع ديگري از طبقه بندي چدنها بصورت چدنهاي كم آلياژوپرآلياژاست كه امروزه كاربرد هاي وسيعي درصنعت پيدا كرده اند.در گروه چدنهاي كم آلياژمقدار عناصرآلياژي از 3درصدتجاوزنمي كند.مقصود اصلي ما از آلياژ كردن عبارت از افزايش استحكام ،مقاومت خوردگي ،مقاومت حرارتي ، مقاومت به پوسته پوسته شدن حرارتي استحكام در مقابل سائيدگي ونيز بدست آوردن خواص مغناطيسي مورد نياز و غيره مي باشد.

آلياژ كردن مركب كه در آن مجموعه اي از عناصر كار بيدزا وگرافيت زابه چدن اضافه مي شود (كرم ونيكل،كرم،منگنزو سيلسيم و…) موثرترين نوع آلياژ كردن است.

 

4-2-1چدن ماليبل

چدن ماليبل هم مانند چدن خاكستري شامل يك زمينه فلزي  (پرليت يافريت ) و گرافيت شبه كروي مي باشد.در چدن خاكستري گرافيت ها طي انجماد وسرد كردن بعدي بصورت ورقه هايي ته نشين مي شوند .از طرف ديگر چدن ماليبل شامل گرافيت شبه كروي (به نام كربن حرارتي) است وافزايش قابل ملاحظه خواص مكانيكي چدن در نتيجه همين امر مي باشد.چدن ماليبل در نتيجه فرايند آنيل كردن مخصوص (بنام چكش خوار كردن ) از چدن سفيد بدست مي آيد. در توليد قطعات ريختگي از جنس چدن ماليبل دو نوع چدن سفيد از انواع ديگر مناسب تر است.

1-نوع كم كربن با تركيب:

درصدSi=1.4-1.6 درصدC=1.7-2.7

درصدMn=0.4-0.7 درصدP=0.2-1

درصدS=0.12

2-تركيب كوپل معمو لي باآناليز:

درصدSi=1.4-1.6 درصد C=2.8-3.2

درصدMn=0.4-0.7 درصدp=0.2

درصدS=0.12

 

1)بررسي سطح مقطع چند فولاد

1-1-بر حسب تركيب شيميائي:

طريقه طبقه بندي در اين حالت بصورت زير مي باشد.

1-1-1-فولادهاي ساده كربني

2-1-1-فولادهاي آلياژي يا مخصوص

فولادهاي آلياژي علاوه بر كربن وبرخي عناصر غير قابل اجتناب هميشگي  (مثلP.S.Si.Mn)شامل عناصر ديگري نيزهستند كه مخصوصا به آنها اضافه مي شود ،مثل منگنز( بيش از 1درصد)،Si (بيش از 5/0درصد )،     Ni.Cr.Mo.W.V.Tiو غيره كه اين عناصر خواص لازم را به فولاد مي دهند.

2-1-بر حسب روش توليد:

در اينجا انواع فولادها بصورت زير طبقه بندي مي شوند:

1-2-1-فولادهايي با كيفيت اصلاح شده ومعمولي

اين نوع فولادها را يا در كنور تورها (اسيدي يا قليايي)ويا در كوره هاي زيمنس مارتين بزرگ تصفيه مي كنند واز نظر تركيب مشابه فولادهاي كربني ومقدار كربنشان از 06/0تا65/0درصدمي باشد. كه از اين نوع فولادها ساخته مي شوند مستلزم دارا بودن تركيبات شيميايي ويا خواص مكانيكي معيني هستند.اين فولادها نسبت به فولادهاي با كيفيت بالاتر داراي مقاديري عناصر مضر مي باشند (مثل گوگرد تا055/0درصدوفسفرتا(085/0-05/0درصد)

 

3-2-1-فولادهايي با كيفيت خوب

اين فولادها در كوره هاي زيمنس مارتين قليايي تصفيه مي شوند.

در اينجا بر حسب تر كيب بار ،روش گداختن ،تصفيه وريختن ،شرايط سخت تر ودقيقتري وجود دارد.تركيب شيميايي ،مقدار ناخالصيهاي غير فلزي ومعايب ديگر در اينجا كمتر بوده وهمچنين خواص مكانيكي اين فولادها نسبت به فولادهايي با كيفيت معمولي بهتر است.

 

3-2-1-فولادهايي با كيفيت بالا

اين فولادها در كوره هاي زيمنس مار تين اسيدي يا بازي يا كوره هاي الكتريكي گداخته وتصفيه مي شوند .تركيب اين فولادهادر محدودهكوچكي ثابت است .اين فولادها فقط محتوي مقادير خيلي كمي ناخالصي هاي مضر (گوگرد وفسفر )بوده و اغلب محتوي ناخالصي هاي غيره فلزي نيستندوخواص مكانيكي انها را مي توان به دقت كنترل نمود.اين فولاد ها را به داخل قالبهاي شمش با كوچكترين اندازه مجاز مي ريزند .

3-1-تمام فولادها را بر حسب موارد كار برد شان نيز مي توان به صورت زير طبقه بندي كرد :

 

1-3-1-فولادهاي ساختماني :

فولادهاي ساختماني كه در ساخت اجزاء ساختماني وساختمانهاي فولادي مورد استفاده قرار مي گيرند .اين زير گروه در بردارنده فولادهاي كربني با كيفيتي معمولي بوده ،داراي قابليت جوشكاري خوب وخواص مكانيكي رضايت بخشي در شرايط تحويل شده (يعني بدون عمليات حرارتي اضافي ) مي باشد

 

2-1-3-1-فولادهاي صنعتي كه براي توليد اجزاء دستگاههاي صنعتي به كار برده مي شوند

.شرايط اصلي ساخت اين فولادها عبارت از دارا بودن استحكام زياد تحت بار گذاري ساكن و متحرك وخواص ساخت خوب (قابليت سخت شوندگي مشخص تغيير بعد نسبي حداقل قابليت ماشين كاري رضايت بخش وغيره) مي باشند .

تذكر اين نكته مهم است كه خواص مكانيكي وساخت درذوبها وپختهاي مختلف همين فولاد در محدوده كوچكي تغيير مي كند. در مواردي كه فرايند توليد مستلزم دقت زيادي باشد تهيه قطعات ماشين با كيفيت يكنواخت ضروري است .فولادهاي كربني ،آلياژي ،با كيفيت خوب و با كيفيت عالي كاربردهايي بعنوان فولادهاي صنعتي ومهندسي پيدا كرده اند .فولادهاي كربني با كيفيت معمولي نيز براي كار بردهاي كم تنش مورد استفاده قرار مي گيرند .اكثر فولادهاي مهندسي تحت عمليات حرارتي قرار مي گيرند .

 

2-3-1-فولادهاي ابزار كه درتوليد

ابزارهاي اندازه گيري ،برش ونيز قالب سازي مورد استفاده قرار مي گيرند .

فولادهاي ابزار بايد مقاومت سايش وسختي زيادي داشته باشند اين فولادها مستلزم دارا بودن استحكام زيادي در لبه هاي برنده ابزارها هستند ،چرا كه از خرابي آنها توسط تنشهاي بزرگي كه به واسطه بريدن فلز بوجود مي آيد وهم چنين از شكستگي اجزاء ابزاري كه تحت تاثير تنشهاي پيچشي وخمشي زيادي هستند، پيشگيري گردد.بعلاوه بايد داراي چقرمگي فراواني باشند تا در مقابل ضربات و ارتعاشات مقاومت كنند .فولادهايي كه براي ساختن قالبهاي آهنگري داغ در نظر گرفته مي شوند بايد داراي خواص مكانيكي رضايت بخشي در دماهاي بالا باشند .

اين گروه در بر دارنده فولادهاي كربني (بالاتراز 75/0-65/0درصد كربن) و فولادهاي آلياژي با كيفيت عالي وبا مقدار كربن زيادي هستند.

 

3-3-1-فولادهايي كه متناسب با كاربردشان داراي خواص فيزيكي مخصوصي هستند.

اينها شامل فولادهاي مغناطيسي وغيرمغناطيسي فولادهاي با ضريب انبساط معين ،فولادهاي مقاوم حرارتي و فولادهاي ضد زنگ وغيره مي باشند .

اين گروه از فولادها كه داراي كاربردهاي ويژه اي هستند از نظر تركيب شيميايي شامل فولادهاي آلياژي با كيفت خوب و با كيفيت عالي مي باشند .

 

 

فرایندهای عملیات حرارتی

۱) نرمالایزینگ                                                                                         این عملیات برای همگن كردن و ریز كردن دانه‌ها انجام می‌شود. فولاد در عملیات نرمالایزینگ بعد از قرار گرفتن در دمای آستنیته شدن در هوای آرام یا با دمش اندك هوا خنك می‌شود. به خاطر خصوصیات ذاتی فرایند ریخته‌گری، عملیات نرماله برای بلوم‌های ریخته شده پیش از انجام هر فرایند دیگری انجام می‌شود. همچنین به‌طور معمول برای قطعات ریخته شده و فورج شده پیش از عملیات آب دادن، عملیات نرماله انجام می‌شود.                          

۲) آنیلینگ                                                                                      عنوان آنیلینگ به‌طور كلی به فرایندی اطلاق می‌شود كه در آن فلز تا دمای خاصی گرم می‌شود، سپس در آن دما برای مدتی نگهداری شده و با سرعت مشخص سرد می‌شود. این عملیات برای به دست آوردن فلزی نرم‌تر از حالت شروع عملیات یا ایجاد تغییرات دلخواه در ساختار فلز انجام می‌شود.   

 

 دلایل انجام آنیلینگ به شرح زیر است:                                                     -بهبود قابلیت ماشینكاری                                         
 -امكان انجام راحت‌تر عملیات كار سرد                                                       -بهبود خواص مكانیكی یا الكتریكی                                             
 -افزایش پایداری ابعادی                                                                          ۳) تنش‌زدایی                                                                                  تنش پس‌ماند به دلایل مختلف در قطعات ایجاد می‌شود. نورد، ریخته‌گری، آهنگری، خمكاری، آب دادن، سنگ زدن و جوشكاری از جمله منابع ایجاد تنش پس‌ماند در قطعه می‌باشند. در این عملیات، قطعه تا دمای حدود c۵۹۵ حرارت داده می‌شود و سپس به آرامی تا دمای اتاق سرد می‌شود. قسمت‌های درون قطعه نیز باید به دمای مذكور رسیده باشند. در هنگام سرد كردن به این نكته توجه كنید كه تمام نقاط قطعه به‌طور یكنواخت سرد شود خصوصاً در مورد قطعاتی كه پیچیدگی ابعادی دارند. در غیر این صورت مجدداً تنش پس ماند در قطعه ایجاد خواهد شد.                                                                              

  
۴) سخت‌كاری سطحی                                                                        
در این عملیات سطح سخت و با مقاومت بالای سایشی بر روی قطعه ایجاد می‌شود و در عین حال ساختار داخلی قطعه نرم باقی می‌‌ماند كه در برابر ضربه كاملاً مقاومت دارد. سطح سخت شده به عنوان پوسته (Case) و داخل قطعه با عنوان مغز (Core) شناخته می‌شود. معمولاً بعد از عملیات سخت‌كاری سطحی باید عملیات برگشت برای بهبود خواص پوسته انجام شود. یكی از روش‌های سخت‌كاری سطحی، كربوراسیون است. این روش به ۳ صورت كربوره گازی، كربوره مذاب و كربوره جامد انجام می‌شود. در هر روش كربن از محیط اطراف قطعه كه گاز، مذاب یا جامدات است به داخل سطح فولاد كه در دمای حدود ۸۵۰ تا ۹۵۰ درجه سانتیگراد قرار دارد نفوذ كرده و بعد از انجام عملیات آب دادن با ایجاد فاز سخت مارتنزیت باعث افزایش سختی سطح قطعه می‌شود. فولاد مناسب برای انجام عملیات كربوره در حدود ۲/۰ درصد كربن دارد و بعد از انجام عملیات كربوره، میزان كربن در سطح به مقدار ۸/۰ تا ۱ درصد خواهد رسید.                                                                                   
۵) آب دادن                                                                              (
اصطلاح آب دادن به فرایند ایجاد ساختار مارتنزیتی در فولاد اطلاق می‌شود. در این حالت فولاد بعد از قرار گرفتن در دمای آستنیته كه معمولاً در حدود ۸۱۵ تا ۸۷۰ درجه سانتیگراد می‌باشد به سرعت سرد می‌شود.                                                                          
۶) محیط خنك‌كننده                                                                        (
انتخاب شرایط سرد شدن و محیط مناسب برای هر فولاد بستگی به میزان سختی‌پذیری آن دارد. ضخامت مقاطع و شكل و پیچیدگی قطعه و سرعت مناسب سرد شدن از عوامل مؤثر بر ایجاد ساختارهای متفاوت در حین عملیات آب دادن می‌باشند. محیط‌های خنك‌كننده غالباً گازی یا مایع می‌باشند. بعضی از انواع آن عبارتند از:                                                
- روغن                                                                                  
- آب                                                                   
- پلیمرهای مذاب                                                    
- آب به تنهایی یا همراه با نمك                                                   
- گازهای خنثی نظیر هلیم، آرگون و نیتروژن كه به عنوان محیط‌های خنك‌كننده گازی بعد از عملیات آستنیته كردن در خلاء، استفاده می‌شوند.                                  
۷) بازگشت دادن                                                                     (
این عملیات بر روی فولادها یا قطعاتی كه تحت عملیات آب دادن یا نرمالایزینگ قرار گرفته‌اند به منظور افزایش چقرمگی۸ و كاهش سختی انجام می‌شود. عملیات بازگشت برای اغلب فولادها با حرارت دادن آنها در محدوده دمایی ۲۰۵ تا ۵۹۵ درجه سانتیگراد و نگه داشتن در آن دما برای مدت یك ساعت یا بیشتر انجام می‌شود. دما یا زمان بیشتر باعث كاهش سختی و استحكام بیشتر فولاد خواهد شد. ساختار ایجاد شده بعد از عملیات بازگشت در فولاد به عنوان مارتنزیت برگردانیده شده یا Temperd Martensit شناخته می‌شود.

 

آزمایش جمینی برای تعیین سختی پذیری

 

گرچه آزمایش گراسمن یکی از روشهای دقیق برای تعیین سختی پذیری است ولی به علت  هزینه نسبتا زیاد و زمان طولانی آزمایش، امروزه کاربرد صنعتی چندانی نداشته و به جای آن از آزمایش جامینی استفاده می شود . برای این منظور از یک نمونه استوانه ای به قطر 25 میلیمتر (1 اینچ ) و طول 100 میلیمتر (4 اینچ) و مطابق شکل 6-23 استفاده می شود. اطز آنجایی که ساختار اولیه فولاد  اثر قابل توجهی بر روی نمونه مورد نظر را تا دمای سخت کردن فولاد حرارت داده و به مدت تقریبا 20 دقیقه در آن دما نگه  می دارند. پس از آن که به کمک یک فواره آب با فشار و دبی مشخص ، نمونه را از یک انتها توسط آب 25 درجه سانتیگراد سرد می کنند . فاصله فواره از انتهای نمونه در حدود 5/12 میلیمتر (5/0 اینچ ) است (شکلهای 6-23و 6-24 ). تحت این شرایط، آهنگ سرد شدن  نقاط مختلف نمونه از انتهای سریع سرد  شده ( آب پاشیده شده ) به سمت  دیگر کاهش می یابد. پس از سرد شدن ، دو طرف نمونه موازی طول آن به اندازه 4/0 میلیمتر از هر طرف سنگ زده و سختی نمونه در امتداد محور طولی از یک انتها به انتهای دیگر  و به فواصل 5/1 میلیمتر (16/1 اینچ ) اندازه گیری می شود . به این ترتیب منحنی تغییرات سختی برحسب فاصله از انتهای  سریع سرد شده که به نمودار جامینی موسوم است را رسم می کنند. نتایج حاصل را معمولا به صورتی که در شکل 6-25 آمده نشان  می دهند . همان گونه که ملاحظه می شود ، در این شکل ترکیب شیمیایی فولاد ، عدد اندازه دانه و دمای نرماله و سخت کردن آن آمده است . علاوه بر آن ، بر روی محور افقی بالایی آهنگ سرد شدن نقاط مختلف نمونه جامینی مشخص شده است.

 

شکل گیری مارتنزیت :                                                                        
مارتنزیت فولادهای ماریجینگ معمولا مکعب مرکز دار (bcc ) کم کربن است که این مارتنزیت شامل چگالی بالای نابجایی می باشد اما نه به صورت دوقلویی. در حین سرد شدن بعد از تابکاری انحلالی آستنینت fcc بوسیله بازگشت برشی کم نفوذ تجزیه به ساختارهای متعادل به ساختار bcc تبدیل میشود.این تبدیل آستنیت به مارتنزیت ناپایدار اتفاق نمی افتد تا دمای شروع مارتنزیت (Ms) بدست آید ودمای شروع مارتنزیت باید به اندازه کافی بالا باشد بنابراین یک تبدیل کامل به مارتنزیت قبل از خنک شدن فولاد تا دمای اتاق اتفاق می افتد.                                                                 
بیشتر انواع فولادهای ماریجینگ دمای شروع مارتنزیت حدود 200 تا300 درجه سانتیگراد را دارند ودر دمای اتاق به طور کامل مارتنزیت هستند . نتیجه ساختار مارتنزیت یک فولاد نسبتا قوی و فوق العاده انعطاف پذیر میباشد .                                                       
عناصر آلیاژی دمای شروع مارتنزیت را بطور قابل ملاحظه ای تغییر می دهد اما تغییر مشخصه این استحاله به مقدار زیادی بستگی به سرعت سرد شدن دارد.                         
اغلب عناصرآلیاژی اضافه شده در فولادهای ماریجینگ (به استثناء کبالت ) درجه حرارت شروع مارتنزیت را کاهش می دهند.                                                 
یکی از دونوع ممکن مارتنزیت که در سیستم آلیاژی آهن- نیکل ممکن است شکل بگیرد بستگی به مقدار نیکل در ماده مورد سوال میباشد.در سرعتهای سرد کردن بالا در فولادهای شامل 5 تا 10 درصد نیکل ،و بیش از 10 درصد پایین آوردن سرعت سرد کردن، لازمه شکل گیری مارتنزیت در فولادها می انجامد وشکل گیری کامل ساختار مارتنزیتی را تعیین می کند.در فولادهای شامل 25 درصد نیکل ، مارتنزیت لایه ای وبالای 25 درصد مارتنزیت دو قلویی داریم .مطالعه برروی آلیاژهای مارجنیگ آهن – 7 درصد کبالت 5 درصد مولیبدن و4/. درصد تیتانیم در ( ماریجینگ 18 درصد نیکل 250 ) شامل مقادیر متفاوت نیکل نشان می دهد که یک ساختار مارتنزیتی لایه ای با مقادیر نیکل بیش از 23 درصد بدست می آید.                                                       
اگر چه مقادیر نیکل بیش از 23 درصد شکل گیری مارتنزیت دو قلویی را نتیجه داده است . معمولا یک ساختار مارتنزیتی لایه ای در فولادهای ماریجینگ ترجیح داده می شود زیرا در مدت پیر سازی این ساختار سخت تر از یک ساختار مارتنزیتی دو قلویی میباشد.                            

       

 عمليات حرارتي تنش زدايي                                                                    عمليات حرارتي تنش زدايي عبارت است از گرم كردن يكنواخت يك سازه تا دماي مناسب زير حد بحراني و سپس سرد كردن يكنواخت آن است . معمولا عمليات حرارتي در محدوده دماي بحراني ناگوار هستند و به همين علت تنش زدايي در بيشتر موارد زير حد بحراني انجام مي گيرد.                                                                                     
تصميم تنش زدايي يك جوش بر اساس مقررات استاندارد (( ديگهاي بخار و ظروف تحت فشار )) كه توسط انجمن مهندسان آمريكا تنظيم مي شود اخذ مي گردد . مقررات اين استاندارد شرايط مواد ، تركيب شيميايي ، ضخامت و موارد لزوم تنش زدايي بعد از جوشكاري را تعريف مي كند.                                                                           
دماي تنش زدايي براي فولادهاي معمولي و كم آلياژ كه جوشكاري مي شوند در محدوده 900 – 1250 f مي باشد كه پايين تر از حد بحراني است.                                       
مدت دماي تنش زدايي فولاد معمولا براي هر اينچ ضخامت يك ساعت است ، اگر چه مدت لازم براي 1000f طولاني تر از زمان مورد نياز براي 1100f است . براي قطعات پيشگرم شده اغلب تنش زدايي لازم مي شود . قطعات پيچيده يا فولادهايي كه ميل زيادي به ترك خوردن دارند بايد بلافاصله پس از جوشكاري و قبل از سرد شدن تا دماي پيشگرمي ، در كوره هاي تنش زدايي قرار بگيرند . اگر چه عمليات تنش زدايي فقط بخاطر از بين بردن تنش ها بكار مي روند و تغييرات ساختاري فولاد از آن انتظار نمي رود ولي با اين حال تأثيرات عمومي عمليات حرارتي تنش زدايي بصورت هاي زير مي باشند :                      
بازيابي                                                           
توقف
تمپره كردن - از بين بردن نواحي سخت

 تبلور مجدد                                                     
كروي كردن

                                           
تمپره كردن                                                    
افزايش دماي فولاد كوئينچ شده را تا هر دمايي زير محدوده بحراني تمپره كردن مي گويند . نواحي گرما ديده مجاور جوشهايي كه بدون پيشگرمي يا پسگرمي ناقص و ناكافي بوجود آمده اند در فولادهاي با كربن متوسط و بسياري از فولادهاي با استحكام زياد آنچنان سريع سرد مي شوند كه به سخت كردن يا كوئينچ شباهت دارند . در موقع جوشكاري كه ناحيه كوئينچ شده در دماي بحراني است ساختار داراي آستنيتي خواهد بود كه ده برابر كربني كه در دماي محيط قابل حل است در محلول جامد دارد . ضمن كوئينچ بيشتر آستنيت به مارتنزيت تبديل مي شود . شكل كريستالي BCT سختي فوق العاده مارتنزيت نسبت به شكلهاي ديگري بخاطر وجود كربن در آن است كه معمولا يا بصورت اتمهاي كربن است و يا بصورت كريستالهاي نازك كربور آهن.                                                  
هنگامي كه دما افزايش مي يابد ، در ناحيه اي كه داراي مارتنزيت است سه تغيير اتفاق مي افتد :                                                                                             
1 – مارتنزيت به ضريب ) كريستالهاي BCC تبديل مي شود كه كريستالهاي ريز كربور از شبكه فوق اشباع كريستالهاي هشت ضلعي در آن رسوب مي كنند.                           
2 – هر آستنيتي كه در طول كوئينچ به مارتنزيت تبديل نشده است به ضريب و كربور تبديل مي شود.                                                                
3 – اندازه كريستالهاي كوچك كربور در مارتنزيت و كريستالهاي بزرگتر كربور در ساير ساختارها نظير پرليت ريز افزايش مي يابند.                                                     
دماهايي كه تغييرات 1 و 2 در آنها اتفاق مي افتد بدرستي معلوم نيستند . در فولادهاي كربني با 7% كربن تغيير 1 در 300F و تغيير 2 در 450Fرخ مي دهد . در كوئينچ كردن فولادهاي كربني با حداقل 4% كربن و با كنترل دقيق فرآيند مي توان مقدار كمي از آستنيت را حفظ كرد . اگر عناصر آلياژي وجود داشته باشند با درصد كمتر كربن نيز مي توان آستنيت را از تبديل شدن به اشكال ديگر باز داشت . با افزايش دما ، رشد مداوم دانه هاي كربور ادامه خواهد يافت . به نظر مي رسد كه تغيير 3 در اثر كار سختي در طول تمپره كردن پيش مي آيد .                                                                
يعني سختي فولاد مارتنزيتي به انتشار دانه هاي ريز كربور در هر صفحه كريستال كه مانع لغزش گرديده و در ضمن كاهش نرمي ، سختي را افزايش مي دهد بستگي دارد . گرم كردن مجدد دانه هاي كربور را درشت كرده و تعداد آنها را كم و در نتيجه سختي را كاهش مي دهد.

 

کوئنچ

به سرد کردن سریع جامدات کوئنچ یا فرونشانی گفته می‌شود.

هنگام سرد کردن سریع، جامدات فرصت کافی برای سرد شدن تعادلی نداشته و فاز‌های شبه‌پایدار یا ناپایدار به وجود می‌آورند.

 

محیط‌های کوئنچ معمول

·         کوئنچ در هوا

·         کوئنچ در روغن

·         کوئنچ در آب

·         کوئنچ در نیتروژن مایع                                                  

آستنیته کردن چدن نشکن:                                                       
هدف معمول آستنیته کردن این است که تا حد امکان زمینه ی آستنیتی با مقدار کربن یکسان قبل از پروسه ى حرارتى تولید شود. به عنوان مثال در چدن نشکن هیپریوتکتیک برای آستنیته کردن باید از دماى بحرانى کمی بالاتر برویم به طورى که دماى آستنیته در منطقه ى دو فازى ( آستنیت و گرافیت ) باشد. دماى آستنیته کردن به وسیله ى عناصر آلیاژى موجود در چدن نشکن تغییر مى کند       با افزایش دمای آستنیته کردن می توان آستنیت تعادلی حاوى کربن که در حال تعادل با گرافیت است را افزایش داد. که این پارامتر قابل انتخاب است( در زمان محدود). کربن موجود در زمینه ی آستنیتی کنترل دمای آستنیته کردن را مهم ساخته که این دما به منظور جلو بردن واکنش به مقدار زیادی به کربن موجود در زمینه ی آستنیتی بستگی دارد ، این ساختار مخصوصاً برای آستمر کردن ساخته می شود ، سختی پذیری (قابلیت آستمپر کردن ) به میزان زیادی به کربن موجود در زمینه و در واقع به عناصر الیاژی موجود در چدن نشکن بستگی دارد ، میکرو ساختار اصلی و سطح مقطع قطعه تعیین کننده ی زمان مورد نیاز برای آستنیته کردن می باشند                                                   .
مراحل بعد از آستنیته کردن هنگامی که مورد اهمیت باشند عبارتند از : آنیل کردن ، نرماله کردن ، کونچ و تمپر کردن و آستمپر کردن                                            
 آنیلینگ چدن نشکن :                                                
هنگامی که حداکثر انعطاف پذیری و قابلیت ماشینکاری عالی مورد نیاز باشد و استحکام بالا مورد نیاز نباشد ، عموماً چدن نشکن آنیل فریتی می شود . بدین گونه که میکروساختار به فریت متحول می شود و کربن اضافی به صورت می باشد، اگر ماشینکاری عالی مورد 60-40-18 نوع ASTM کروی رسوب می کند. این عملیات حرارتی ساخته ی نیاز باشد باید مقدار منگنز ، فسفر و عناصر آلیاژی از قبیل کرم و مولیبدن درحد امکان پایین باشد زیرا باعث آهسته کردن پروسه ی آنیل می شوند .                                           
نحوه ی آنیل کردن توصیه شده برای چدن نشکن آلیاژی و چدن نشکن با کاربید یوتکتیک و بدو ن کاربید یوتکتیک در پایین شرح داده شده است :                                   
آنیل کامل برای چدن نشکن با 2%-3% سیلیسیم و بدون کاربید یوتکتیک :               
گرم کردن تا دمای 870- 900 درجه ی سانتی گراد و نگهدار ی در این دما به مدت 1 ساعت در ازای هر اینچ ضخامت ،سپس سرد کردن در کوره با سرعت 55 درجه سانتی گراد در ساعت تا دمای 345 درجه ی سانتی گراد سپس سرد کردن در هوا.                                                                                                 
آنیل کامل در صورت وجود کاربید یوتکتیک :                                 
گرم کردن تا دمای900C-870C و نگهداری در این دما برای 2 ساعت و بیشتر از این زمان برای ضاخمت های زیاد ، سپس سرد کردن در کوره با سرعت 110C/hتا دمای 700Cو نگهداری در این دما برای 2 ساعت ، سپس سرد کردن در کوره تا دمای 345Cبا سرعت 55C/h ، سپس سرد کردن در هوا .                     

آنیل کردن زیر منطقه ی بحرانی برای تبدیل پرلیت به فریت:                       
گرم کردن قطعات تا دمای705C-720Cونگهداری در این دما به مدت 1 ساعت در ازای هر اینچ ضخانت ، سپس سرد کردن در کوره با سرعت55C/h تا دمای 345C و سپس سرد کردن در هوا .                                                              
وقتی که در چدن نشکن عناصر آلیاژی وجود داشته باشد از سرد کردن سرتاسری قطعه جلوگیری می شود و کاهش درجه حرارت از نقطه ی بحرانی تا400C ادامه می یابد و سرعت سرد کردن از55C/h کمتر می باشد .                                   
به هر حال برخی عناصر در شکل کاربید خود اگر تجزیه ناپذیر باشند به شکل کاربید اولیه که بسیار سخت است می باشندکه این حالت بیشتر در کرم می باشد ، به عنوان مثال% 0.25 کرم باعث تشکیل کاربید اولیه ی بین نشینی می شود که در اثر عملیات حرارتی تا دمای 925C و نگهداری در مدت2h-20h حتی نیز از بین نمی رود . زمینه ی حاصل از رسوب پرلیت ، زمینه ی فریتی با کاربید می باشد که فقط 5% ازیاد طول دارد .                                            
نمونه های دیگری از عناصر که به شکل کاربید در چدن نشکن وجود دارند عبارتند از مولیبدن بیشتر از 0.3% و وانادیم وتنگستن در مقدیر بیش از 0.05%.

 سختی پذیری چدن نشکن :                                                                    سختی پذیری چدن نشکن یک پارامتر مهم تعیین کننده ی واکنش ثابت آهن برای نرماله کردن ، کونچ کردن و تمپرکردن یا آستنیته کردن می باشد.                               
سختی پذیری معمولاً به وسیله ی آزمایش جامینی تعیین می شود ، که در آن از یک میله با اندازه ی استاندارد (قطر 1 اینچ و ارتفاع 4 اینچ( استفاده می شود که آن را آستنیته می کنند سپس یک سر آن را به وسیله ی آب سرد می کنند ، نوسان در سرعت سرد کردن باعث بی ثباتی (متفاوت بودن) در میکروساختار می شود که سختی آنها تغییر می کند سپس آنها را تعیین و ثبت می کنند.                                                 
زمینه ی با کربن بالا باعث بالا رفتن دمای آستنیته کردن و در نتیجه ی آن باعث افزایش سختی پذیری می شود (منحنی جامینی فاصله ی زیادی تا پایان سرد کردن پیدا می کند ) و همچنین قطعه حداکثر سختی بالاتری پیدا می کند.                                    
هدف از اضافه کردن عناصر آلیاژی به چدن نشکن افزایش سختی پذیری است ، منگنز و مولیبدن برحسب وزن اضافه شده به چدن نشکن نسبت به مس و نیکل عناصر بسیار موثری در افزایش سختی هستند.                                                              
در هر حال همانند فولاد افزودن ترکیب نیکل - مولیبدن یا مس - مولیبدن یا مس - نیکل - منگنز نسبت به اینکه این عناصر را به صورت جداگانه به چدن اضافه کنیم ، تاثیر بیشتری خواهند داشت.                                                                  
بنابراین برای ریخته گری مقاطع زیاد که نیاز به سختی و آستمر زیاد دارند معمولاً از ترکیب ان عنصر استفاده می کنند . سیلیسیم صرف نظر از تاثیری که روی زمینه ی حاوی کربن دارد تاثیر زیادی روی سختی پذیری ندارد .                                             

 نرماله کردن چدن نشکن :                                    
نرماله کردن (سرد کردن در هوا در جریان آستنیته کردن) به طور قابل توجهی می تواند باعث بهبود استحکام کششی شود.و امکان استفاده در ساخت چدن نشکن ASTM نوع 30-70-100 وجود دارد .                                                          
میکروساختار حاصل از نرماله کردن به ترکیب شیمیایی چدن و سرعت سرد کردن بستگی دارد سختی تحمیل شده به وسیله ی ترکیب شیمیایی قطعه به موقعیت منطقه  زمان-دمای دیاگرام CCT بستگی دارد .                                                        
سرعت سرد کردن به حجم قطعه ی ریختگی بستگی دارد ولی شاید بیشتر تحت تاثیر دما و جریان هوای اطراف قطعه ی در حال سرد شدن باشد .                                    
اگر چدن حاوی مقدار زیادی سیلیسیم نباشد و دست کم حاوی مقدار مناسبی منگنز(یا بالاتر0.5 %-0.3%) باشد به طور کلی نرماله کردن ، ساختار پرلیت ظریف تولید خواهد کرد . قطعات سنگین در صورتی که نیاز به نرماله شدن داشته باشند برای بدست آوردن ساختاری کاملاً پرلیتی و سختی پذیری بیشتر بعداز نرماله کردن حاوی عناصر الیاژی از قبیل مولیبدن و نیکل و منگنز اضافی هستند . قطعا ت سبک چدن های آلیاژی ممکن است بعد از نرماله کردن حاوی ساختارمارتنزیتی یا بینیتی باشند                                                      .  دمای نرماله کردن معمولاً بین870C-940C می باشد و زمان استاندارد نگهداری 1h برای هر اینچ ضخامت و نگهداری به مدت 1h به عنوان حداقل در این دما کافی است .برای چدن های حاوی عناصر آلیاژی به دلیل کاهش نفوذ کربن در آستنیت زمان بیشتری نیاز است به عنوان مثال قلع و آنتیموان برای گرافیت های کروی ، به طور موثری از حل شدن کربن در زمینه ی حاوی گرافیت کروی جلوگیری می کنند .                    

 

 

 

منابع:

کتاب عملیات حرارتی

دکتر محمدعلی گلعذار

 

سایت www.felezat.com        

 

  

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1390ساعت 23:1  توسط حسن نوری  | 

فـولـادهـای ابزار

                                         فـولـادهـای ابزار

به طور کلی فولادهای مورد استفاده در صنعت ابزار و قالبسازی به دسته های زیر تقسیم می شوند که هر کدام دارای مصارف و قابلیت های ویژه مخصوص به خود هستند. لذا ما در این مقاله با پیاده سازی جدول این فولادها تحت استانداردهای مختلف به بررسی آنها پرداخته ایم.

انواع فولادها عبارتند از  :

1-    . فولادهای ابزاری گرمکار

2-    . فولادهای ابزاری سردکار

3-    . فولادهای ابزاری کربنی

4-    . فولادهای ساختمانی

5-    . فولادهای ساختمانی آلیاژی

6-    . فولادهای ساختمانی کربنی

7-    . فولادهای بلبرینگی

8-    . فولادهای نسوز

9-    . فولادهای فنری

10- فولادهای ضد زنگ و ضد اسید و قلیا

11-       فولادهای تندبر (خشکه هوایی)

 

 

فولادهای ابزار

Ø      فولاد ابزار سرد کار

Ø      فولاد ابزار گرم کار

Ø     فولاد های ابزار کربنی

Ø      فولاد ابزار سخت شونده در آب

Ø      فولاد ابزار مقاوم به شوک

Ø      فولاد ابزار تند بر

 

فولادهای ابزار سرد کار

فولادهایی هستند که در دمای پایین استفاده می شوند مثل اره ، تیغه های فرز ، مرغک ماشین تراش.  فولادهای ابزار سرد کار به سه دسته تقسیم می شوند.

فولاد گروه O (Oil)  که در روغن کوئنچ می شوند و کاربرد در ابزارهای برشی و قالبها دارد.

فولاد گروه A ( Air)  که در هوا سرد می شوند و کاربرد آن در قالبهای کشش سیم است.

فولاد گروه D  که دارای کربن و کروم بالا هستند. که کاربرد در ماتریس و سنبه و ... دارد.

 

فولادهای ابزاری سردکار

به طور کلی این دسته از فولادها به پنج نوع مختلف با موارد مصرف مشخص، تحت استاندارهای بین المللی تعریف شده در این زمینه تقسیم شده اند که هر یک از آنها به شرح زیر می باشند.

نوع اول

این فولاد در آبکاری  تغییر فرم نمی دهد. برای ساخت سنبه _ ماتریس _قالب های سرامیکی چینی _ کاشی _ ابزار برشی مانند تیغچه _ برقو _قلاویز _ تیغه های برش فلزات _ ابزار خم قالب های پرس و کشش و فرم دهنده و قرقره عاج به کار می رود. در مقابل سایش بسیار مقاوم است.


جدول استانداردها و نام های بین المللی

HRC

عملیــــات حرارتـــــــی

سختی به راکول

درجه حرارت برگشت

محیط خنک کردن

آبکاری

تابانیدن

آهنگری

63-65

100-400

روغن حمام نمک 200-250C
400-450C
تا قطر 25 میلیمتر هوای خشک فشرده

930-980

800-850

1050-850

 

آنالـــیـــــــــــــــز

استاندارد آلمان

C

Si

Mn

Cr

Mo

Ni

V

W

DiN

W.Nr

2.00

 

 

11.5

 

 

 

 

X210Cr
12

2080

 

 

روسیه
Gost

ایتالیا
UNi

انگلیس B.S

امریکا AISI

آساب سوئد

پلدی چک و CSN

تایسن آلمان (TEW)

روشلینگ آلمان (زاراشتال)

بـهـلــــــــر

نام قدیم

نام جدید

Ch12

X210Cr
13Ku

BD3

D3

 

2002
CSN:19436

BORA12

RCC

SPECIALK

K100

 

نوع دوم

این فولاد نیز دارای خواص فولاد بالا (2080) می باشد. با داشتن تنگستن اضافی دارای راندمان کار بسیار بالا بوده و در مقابل حرارت ناشی از کار خاصیت برشی خود را به خوبی حفظ می نماید.

HRC

عملیــــات حرارتـــــــی

سختی به راکول

درجه حرارت برگشت

محیط خنک کردن

آبکاری

تابانیدن

آهنگری

64-66

100-400

روغن حمام نمک 200-250C

هوا - هوای فشرده یا

400-450C

950-980

800-850

1050-850

 

              

آنالـــیـــــــــــــــز

استاندارد  آلمان

C

Si

Mn

Cr

Mo

Ni

V

W

DiN

W.Nr

2.10

 

 

11.5

 

 

 

0.7

X210Cr
W12

2436

 

 

 

تایسن آلمان
  EW

روشلینگ آلمان زاراشتال

بـهـلــــــــر

نام قدیم

نام جدید

BORA

RCC
EXTRA

SPECIAL
KR

K107

 

روسیه
Gost

ایتالیا
UNi

انگلیس B.S

مریکا AISI

آساب سوئد

پلدی چک و CSN

Ch12W

 

 

D6

XW5

2002
SPECIAL
CSN:19437

 

 

 

نوع سوم

فولادی است مقاوم در مقابل ضربه و فشار برای ساخت انواع سنبه های پر استقامت سنبه های حکاکی _ زرگری و ضرب مسکوکات _ انواع قلم _ ماتریس برش _ تیغچه های برش ورق و میله گردهای فولادی با ضخامت و سختی زیاد به کار می رود. در کارخانجات میخ سازی نیز مصرف می شود. برای برش چوب نیز مورد استفاده قرار می گیرد. با تغییر درجه بازگشت به عنوان گرمکار نیز به کار می رود.

 

 

HRC

عملیــــات حرارتـــــــی

سختی به راکول

درجه حرارت برگشت

محیط خنک کردن

آبکاری

تابانیدن

آهنگری

55-59

100-400

روغن

890-920

710-750

1050-850

 

آنالـــیـــــــــــــــز

استاندارد  آلمان

C

Si

Mn

Cr

Mo

Ni

V

W

DiN

W.Nr

0.47

0.9

 

1.0

 

 

0.2

2.0

45WCr
V7

2542

 

روسیه
Gost

ایتالیا
UNi

انگلیس B.S

امریکا AISI

آساب سوئد

5ChW2SF

58WCr9KU

BS1

S1

M4

 

 

پلدی چک و CSN

تایسن آلمان
 (TEW)

روشلینگ آلمان (زاراشتال)

بـهـلــــــــر

نام قدیم

نام جدید

TENAX N

 

RTW2H

MY EXTRA

K450

 

نوع چهارم

این فولاد با وجود قدرت برش زیاد برای ورق های نازک و مقاومت در مقابل اصطکاک شکننده نبوده و برای ابزار سردکار مانند ابزارهای نجاری _ سنبه _ ماتریس _ برش پرس و کشش و انواع ابزارهای اندازه گیری به کار می رود. در کارخانجات پروفیل سازی برای ساخت قرقره استفاده می شود پس از آبکاری فرم اصلی خود را حفظ می نماید. با پلیش عالی برای ساخت انواع قالب های ملامین _ باکلیت و پلاستیک مصرف می شود.

HRC

عملیــــات حرارتـــــــی

 

سختی به راکول

درجه حرارت برگشت

محیط خنک کردن

آبکاری

تابانیدن

آهنگری

 

63-65

100-400

روغن
حمام نمک 200-250C
تا قطر 20میلیمتر

820-780

710-750

1050-850

 

آنالـــیــــــز

استاندارد 
 آلمان

 

C

Si

Mn

Cr

Mo

Ni

V

W

DiN

W.Nr

0.95

 

1.1

0.5

 

 

0.1

0.5

100Mn
CrW4

2510

 

روسیه
Gost

ایتالیا
UNi

انگلیس B.S

امریکا AISI

آساب سوئد

پلدی چک و CSN

9ChWG

 

BO1

O1

DF2

STABiL K
CSN:19314

 

تایسن آلمان (TEW)

روشلینگ آلمان (زاراشتال)

بـهـلــــــــر

نام قدیم

نام جدید

VERESTA V

RUS3

AMUTITS

K460

 

 

 

 

نوع پنجم

فولاد نقره ای به صورت سنگ زده برای ساخت انواع سنبه _ پین _ مته _ حدیده _ قلاویز برقو و وسایل دقیق مانند محور ماشین های کوچک به کار می رود.

HRC

عملیــــات حرارتـــــــی

سختی به راکول

درجه حرارت برگشت

محیط خنک کردن

آبکاری

تابانیدن

64-66

100-400

آب  
روغن تا قطر 12 میلیمتر

780-810
810-840

710-750

 

آنالـــیـــــــــــــــز

استاندارد آلمان 

Mn

Cr

Mo

Ni

V

W

DiN

W.Nr

 

0.7

 

 

0.1

 

115CrV3

2210

 

فولاد های ابزار گرم کار

مثل قالب های فرج

فولادهای ابزار گرم کار

      فولاد نوع کروم دار . H1-H19

      فولاد نوع تنگستن دار.  H20-H39

      فولاد نوع مولیبدن دار. H40-H59

فولادهای ابزاری گرمکار

به طور کلی این دسته از فولادها به چهار نوع مختلف با موارد مصرف مشخص، تحت استاندارهای بین المللی تعریف شده در این زمینه تقسیم شده اند که هر یک از آنها به شرح زیر می باشند.

نوع اول

پس از آبکاری و برگشت، سختی و استحکام خود را در حرارت زیاد حفظ نموده و جهت ساخت انواع ابزار و قالب گرمکار آهن و فولاد و سایر فلزات گداخته، هم چنین قالب های تزریقی و تحت فشار فلزات سنگین مناسب است. جدول زیر ارائه دهنده ی ویژگی های این فلز تحت استاندارهای مختلف است.

 

جدول استانداردها و نام های بین المللی

 HRC

عملیــــات حرارتـــــــی

سختی به راکول

درجه حرارت برگشت

محیط خنک کردن

آبکاری

تابانیدن

آهنگری

50-54
44-48

دو مرتبه  در
600-680 درجه برگشت داده و در هوا خنک شود

روغن
 حمام نمک
 500-550C
 هوا

1060-1100

750-800

1100-900

 

آنالـــیـــــــــــــــز

استاندارد آلمان

C

Si

Mn

Cr

Mo

Ni

V

W

DiN

W.Nr

0.32

 

 

2.4

 

 

0.6

4.3

X30W
CrV53

2567

 

روسیه
Gost

ایتالیا
UNi

انگلیس

 B.S

امریکا AISI

آساب سوئد

پلدی چک و CSN

تایسن آلمان (TEW)

روشلینگ آلمان (زاراشتال)

بـهـلــــــــر

نام قدیم

نام جدید

4Ch2W5FM

 

 

 

 

212D2
CSN:19720

SPECIAL
W5

RWA

WKZ 50

W105

 

 

نوع دوم

این فولاد گرمکار نیزمقاومت و سختی خود را مانند 2567 بالا در حرارت نسبتا زیاد به خوبی حفظ می نماید.جهت ساخت قالب های تزریقی فلزات سبک مناسب است.

HRC

عملیــــات حرارتـــــــی

سختی به راکول

درجه حرارت برگشت

محیط خنک کردن

آبکاری

تابانیدن

آهنگری

52-56
50-54

دو مرتبه در
550-650 درجه برگشت داده و در هوا خنک شود

روغن حمام نمک 500-550C هوا

1020-1080

750-800

1100-900

 

 

آنالـــیـــــــــــــــز

استاندارد  آلمان

C

Si

Mn

Cr

Mo

Ni

V

W

DiN

W.Nr

0.39

0.1

 

5.0

1.3

 

0.1

 

X40Cr
MoV51

2344

 

روسیه
Gost

ایتالیا
UNi

انگلیس B.S

مریکا AISI

آساب سوئد

پلدی چک و CSN

تایسن آلمان  (TEW)

روشلینگ آلمان (زاراشتال)

بـهـلــــــــر

نام قدیم

نام جدید

4ch5MFIS

X35CrMo
Vo5KU

BH 13

H 13

8407

TLI
19554

E38 V

RDC2V

US
ULTRA2

W302

 

 

نوع سوم

با داشتن سختی زیاد بسیار خوش تراش بوده و با قابلیت پلیش بسیار عالی جهت قالب های پلاستیک و ملامین سازی مصرف می شود و معمولا نیاز به آبکاری ندارد.

HRC

عملیــــات حرارتـــــــی

سختی به راکول

درجه حرارت برگشت

محیط خنک کردن

آبکاری

تابانیدن

آهنگری

 

620-680

روغن

820-850

760-780

1050-850

 

نوع چهارم

این فولاد مخصوص صنایع پرسکاری و آهنگری (فورجینگ) و همچنین مخصوص سیلندرها و قالب های تزریقی (اکستروژن) برای فلزات غیر آهنی می باشد.با پلیش عالی در صنایع پلاستیک سازی مصرف می شود. در مقابل ضربه و اصطکاک نیز مقاوم است. با خواص بالا و درجه بازگشت 300-160 درجه سانتی گراد به عنوان سردکار نیز می توان استفاده کرد.

 

HRC

عملیــــات حرارتـــــــی

سختی به راکول

درجه حرارت برگشت

محیط خنک کردن

آبکاری

تابانیدن

آهنگری

 

52-56

400-650

روغن

830-870

650-700

1100-850

 

 

آنالـــیـــــــــــــــز

استاندارد 
 آلمان

 

C

Si

Mn

Cr

Mo

Ni

V

W

DiN

W.Nr

0.55

 

 

0.7

0.3

1.7

0.1

 

55Nicr
Mov6

2713

 

 

روسیه
Gost

ایتالیا
UNi

انگلیس B.S

امریکا AISI

آساب سوئد

پلدی چک و CSN

تایسن آلمان (TEW)

روشلینگ آلمان (زاراشتال)

بـهـلــــــــر

نام قدیم

نام جدید

5Ch NM

 

Nr.5

L6

ALVAR
14

TBM1
CSN:19662

AMS

RGS1

GNM

W501

 

 

فولاد ابزار سخت شونده در آب:

0.5%Cr , 0.25% V , (0.8 – 1.1 )%C  W1 , W2  

که در اینجا W  آب می باشد.Water

فولادهای ابزار مقاوم به شوک دارای W ,Cr , Mo  و با علامت اختصاری ....S1, S2, نشان می دهند . که منظور از S  در اینجا شوک(Shock) می باشد. کاربرد در تیغه های برش ، چکشها و ابزار های تحت ضربه های مکرر می باشد.

 

فولاد ابزار تند بر

      فولاد تند بر نوع  T(تنگستن دار)

      فولاد تند بر نوع M  (مولیبدن دار)

که کاربرد آنها در ابزارهای چرخ دنده زنی ، مته ها و غیره می باشد.

      فولاد ابزار با کاربرد ویژه...L1,L2

 

فولادهای تندبر (خشکه هوایی)

 

 

به طور کلی این دسته از فولادها به دو دسته اصلی با استانداردهای مختلف تقسیم می شوند که به شرح زیر می باشند :

 

نوع اول

برای ساخت تیغچه - فرز - برقو - حدیده - قلاویز - ماتریس - قلم تراش و غیره مخصوص کار روی آهن - فولاد - چدن های مختلف و مواد سخت دیگر ٬ مقاوم در مقابل ضربه و اصطکاک بدون مواد خنک کننده هم خوب است.

جدول استانداردها و نام های بین المللی

آنالـــیـــــــــــــــز

استاندارد آلمان

C

Si

Mn

Cr

Mo

Ni

V

W

DiN

W.Nr

0.8

 

 

4.3

0.7

 

1.5
Co:4.8


18.0

S18-1-2-5
(E18Co5)

3255

 

 

HRC

عملیــــات حرارتـــــــی

سختی به راکول

درجه حرارت برگشت

محیط خنک کردن

آبکاری

تابانیدن

آهنگری

64-66

دو مرتبه در 550-580

درجه برگشت داده و در هوا خنک شود

روغن یا هوای فشرده حمام نمک
500-550C

1240-1280

770-840

1150

-900

 

 

تایسن آلمان (TEW)

روشلینگ آلمان )زاراشتال)

بـهـلــــــــر

نام قدیم

نام جدید

KOBALT2

GIGANT77

SUPER RAPID EXTRA500

S305

 

روسیه
Gost

ایتالیا
UNi

انگلیس B.S

امریکا AISI

آساب سوئد

پلدی چک و CSN

RI8K5F2

X78WCO
1805KU

~BT4

~T4

 

MAX
SPECIAL55
CSN:19855

 

نوع دوم

موارد استفاده این فولاد تندبر مانند استاندارد بالا 3255 می باشد.

 

آنالـــیـــــــــــــــز

استاندارد  آلمان

C

Si

Mn

Cr

Mo

Ni

V

W

DiN

W.Nr

089

 

 

4.3

5.0

 

1.9

6.4

S 6-5-2
(DMo5)

3343

 

HRC

عملیــــات حرارتـــــــی

سختی به راکول

درجه حرارت برگشت

محیط خنک کردن

آبکاری

تابانیدن

آهنگری

 

64-66

 

دو مرتبه در 540-570

درجه برگشت داده و در هوا خنک شود

روغن یا هوای فشرده حمام نمک

500-550C

1190-1230

770-840

1100-900

 

روسیه
Gost

ایتالیا
UNi

انگلیس B.S

مریکا AISI

آساب سوئد

پلدی چک و CSN

تایسن آلمان  (TEW)

روشلینگ آلمان (زاراشتال)

بـهـلــــــــر

نام قدیم

نام جدید

~R6M3

X82WMO 0605KU X82WMO V65

BM2

M2

HSP41

MAX
SPECIAL M05
CSN:19830

MO 20

GIGANT M5

SUPER RAPID EXTRAMO

S600

 

کاربرد تنگستن در فولاد های ابزار

تنگستن كاربرد زيادي در توليد فولادهاي ابزار داشته و اخيرا در توليد فولادهاي پرآلياژي مقاوم در برابر حرارت نيز استفاده مي شود. تنگستن بسيار سنگين بوده و وزن اتمي آن 184 و نقطه ذوب 3410 C دارد.ساختار كريستالي آن bcc است و در فولاد، فريت زا و كاربيد زاي بسيار قوي است. سختي پذيري را افزايش مي دهد و كاربيدهاي مقاوم در برابر سايش ايجاد كرده و بالاخص از افت سختي در دماهاي بالا كه امري رايج در نوك ابزار است جلوگيري مي كند. در الكترودهاي جوشكاري نيز تنگستن اضافه مي شود تا سطح مقاوم در برابر سايش ايجاد نمايد مقادیر کمی از تنگستن سختی پذیری آستنیت را شدیدا افزایش داده و از طریق تشکیل محلول جامد فریت را تا حد متوسطی افزایش می دهد. تمایل تنگستن به ترکیب با کربن بسیار زیاد بوده و کاربید آن خیلی سخت و مقاوم به سایش است. فولادهای تنگستن دار با سختی ثانویه در برابر تمپر مقاوم بوده و از اینرو مقاومت به سایشی را ارتقا ء داده ودر دماهای بالا دارای استحکام زیادی خواهند بود.

 


در فولادها، تنگستن کاربیدهای کمپلکس Fe4W3C یا Fe4W2C تشکیل می دهد و در برخی مواقع ، این کاربید ها به کاربیدهای ساده WC تجزیه می شوند. انحلال کاربیدهای تنگستن در آستنیت بسیار مشکل بوده و برای رسیدن به تعادل در فولادهای تنگستن به زمان آستنیته کردن بیشتری نیاز است. این انحلال کم کاربیدها مربوط به اندازه دانه کوچک فولادهای تنگستن دار بوده که متاثر از اثر محدود کنندگی رشد دانه توسط کاربید های حل نشده است.


تنگستن همانند فریت زاهای دیگر، دمای یوتکتوئید را افزایش داده و درصد کربن یوتکتوئید را می کاهد و در نتیجه مقدار کاربید آزاد فولاد را در همان درصد کربن مشابه افزایش می دهد. این افزایش درصد کاربید آزاد سبب افزایش مقاومت سایش فولادهای تنگستن دار می شود. تنگستن سختی و استحکام کششی فولادهای کربنی ساده و پر کربن را افزایش می دهد ولی به ندرت به تنهایی در فولادها استفاده می شوند، چراکه می توان با کمک از عناصر آلیاژی ارزان دیگر برای رسیدن به خواص مورد نظر استفاده کرد. در دماهای کوئنچ کم که اندازه دانه کم بدست می آید، فولادهای تنگستن در مقایسه با فولادهای کربنی ساده از سختی پذیری کمی با درصد کربن مشابه برخوردار خواهند بود ولی با افزایش درصد زمان و دمای آستنیته کردن به دلیل انحلال زیاد کاربید ها ، سختی پذیری آنها در مقایسه با فولادهای ساده کربنی افزایش می یابد.


در تولید فولادهای ابزار بالاخص فولادهای ابزار تند بر ، یکی از عناصر اصلی تنگستن است. تنگستن در فولادهای تند بر زمینه ای ایجاد می کند که در حین تمپر نرم نمی شود و کاربیدها بسیار سخت و مقاوم به سایش می باشند. این مقاومت به تمپر زمینه سبب شده که استحکام در دمای بالا و چقرمگی در سختی معین خوبی داشته باشد. این فاکتور مهمی است چرا که توانایی برش و تغییر شکل ابزار تندبر و قالب کار گرم بستگی به سختی و استحکام در دمای کاری سطوح دارد. تنش های داخلی که در حین کوئنچ فولادهای تنگستن دار ایجاد می شود ، در دماهای بالا آزاد می شوند. این نوع آزاد شدن تنش بدون کاهش سختی بوده فلذا قطعه می تواند تنش های کاری را تحمل کند. در بیشتر عملیات های برش کاری از فولادهای تند بر استفاده می شود.یکی از این فولادها دارای ترکیب 18%W,4%Cr,1% V,0.7% C   می باشد. افزایش درصد تنگستن بیشتر از این مقدار سبب زیاد شدن مقاومت سایشی شده ولی چقرمگی را می کاهد. در درصدهای کمتر از 18% ، مقاومت سایشی کاهش یافته و حساسیت به رشد دانه در دماهای کوئنچ بالا را می افزاید. خواص برشکاری خوب با افزایش همزمان درصد کربن و وانادیم این نوع فولادها بدست می آید.به عنوان مثال فولاد با 1.2% C,14%W,4%Cr,4.5%V بهتر از فولاد 18-4-1 برای مته ها می باشد.

 

 

در برخی از فولادهای تند بر می توان بجای دو قسمت تنگستن از یک قسمت مولیبدن استفاده کرد. با این حال خواص برشکاری این فولاد کاهش می یابد. فولاد 6%W,6%Mo, در مقایسه با فولاد های تنگستنی معمولی براحتی دکربوریزه می شود. فولاد جایگزین دیگر 6%W,5%Mo,4%Cr,2%V بوده که برای بهینه کردن خواص برش این فولاد، درصد کربن را زیاد کرده اند. ترکیب این فولاد 1.2%C,6%W,4%Cr,4.5%Mo,4%V است. نوع دیگر از فولاد ابزار تنگستن که در قالبهای گرم کار استفاده می شود، 10%W,3%Cr,0.30%V,0.30%C است. تنگستن موجود در ترکیب فولاد، مقاومت به تمپر را افزوده و حتی در دماهای بالا تر از دمای تمپر معمول، افت سختی قابل ملاحظه نخواهد بود.



با اضافه کردن 5% کبالت به فولاد تنگستن ، فولاد بسیار تند بر بدست می آید که باز می توان از دماهای آبکاری بالا استفاده کرد. در نتیجه کاربیدهای تنگستن زیادی حل شده و سختی پذیری بالایی حاصل می شود. فولاد ابزار حاوی 5%W,1.3% C بسیار سختی بوده وتیزی لبه برش را حفظ می کند. این فولاد در ابزار برش ، برشکاری مواد سخت و برای قالبهای کشش استفاده می شود. جنس فولاد اسکنه از فولاد با 1.0-2.5 % W بوده که اندازه دانه را اصلاح کرده و مقاومت سایش را بهبود می بخشد.


چگالی فولادهای کربنی با افزودن تنگستن زیاد شده و فولادهای تنگستن پایداری مغناطیسی بیشتری از خود در مقایسه با فولادهای کربنی ساده نشان می دهند. فولاد پر کربن با تنگستن۶ % در شرایط سخت شده در مغناطیس های دایمی استفاده می شود

 تنگستن بدلیل نگهداری آستنیت در حین کوئنچ، باعث تشکیل ذرات مغناطیس با توزیع بحرانی می شود. نوعی از این فولاد مغناطیس تنگستن دار ترکیب 6%W,0.6%Cr,0.7%C دارد. تنگستن در صنایع مواد سخت بصورت کاربید تنگستن استفاده می شود که یکی از اجزای اصلی در ابزارهای برش کاربیدی سینتر شده است. بدلیل تولید مشکل این کاربیدها، کاربیدهای سینتر شده بندرت در مقاطع بزرگتر از 2 اینچ مربع تولید می شوند. تیغه های کاربیدی یا به طور مکانیکی یا با لحیم کاری به فولاد ابزار کربنی متوسط یا چدنی متصل شده و ابزار برش را تشکیل می دهند. تیغه های کاربید تنگستن در ابزار های برش دستگاه تراش، مته ها و برقو ها بکار می روند. هم چنین در گشش سیم از قالبهای کاربید تنگستن بسیار سخت استفاده می شود.

 



اگر به ترکیب فولاد زنگ نزن 18 - 8 تنگستن اضافه شود به علت ماهیت کاربید زایی قوی آن، سعی دارد از خوردگی بین دانه ای یا فاسد شدن جوش جلوگیری کند. تنگستن به فولادهای مقاوم به حرارت و نیکل-کروم اضافه می شود تا استحکام در دماهای بالا را افزایش دهد. یکی از این فولادها شامل 23%Cr,12%Ni,3% W است. تنگستن بندرت به چدن اضافه می شود با این وجود معمولا درصدی در قراضه هایی از جنس فولادهای تند بر در ترکیب دیده می شود.

 

فولادهای ابزاری کربنی

این فولاد برای ساخت همه نوع ابزار دستی و کشاورزی مانند قلم دستی - چاقو - تیغ اره - داس - انواع چکش - آچار - پیچ کش - پیچ و مهره - سندان - ماتریس - محور کرپی و سایر ابزار ساده به کار می رود. در مقابل اصطکاک داری مقاومت خوبی است. برای قالب های تزریق پلاستیک و تقویت پشت و زیر انواع قالب ها به کار می رود.

 جدول استانداردها و نام های بین المللی

HRC

عملیــــات حرارتـــــــی

 

سختی به راکول

درجه حرارت برگشت

محیط خنک کردن

آبکاری

تابانیدن

آهنگری

 

58
63

100-300

روغن
آب

800-830
790-820

680-710

1050-800

 

 

آنالـــیـــــــــــــــز

استاندارد آلمان

 

C

Si

Mn

Cr

Mo

Ni

V

W

DiN

W.Nr

 

 

0.60

0.3

0.7

 

 

 

 

 

C 60 W

1740

 

 

روسیه
Gost

ایتالیا
UNi

انگلیس B.S

امریکا AISI

آساب سوئد

پلدی چک و CSN

تایسن آلمان (TEW)

روشلینگ آلمان (زاراشتال)

بـهـلــــــــر

نام قدیم

نام جدید

 

 

 

W1

760

T5W
EXTRA
CSN:19103

W85

T5

MS60

K960

 

 

بررسی و ساخت فولاد ابزار ریختگی آلیاژی با نام HK700 و امکان جایگزینی آن با فولاد ابزار سردکار SPKNL جهت استفاده در قالبهای پرس (مانند بدنه خودرو)

 

استفاده از فولادهای ابزار ریختگی (از خانواده فولادهای ابزار سردکار) در صنایع قالبسازی (مخصوصا“ قالبهای بدنه خودرو) از اهمیت فراوانی برخوردار میباشد. با توجه به کاربرد های بسیار زیادی که فولاد های ابزار سردکار مثل  SPKNL در قالبهای کشش در خصوص ورقهای با ضخامت بالاتر از١,٥ میلیمتر دارند, جایگزینی آنها با یک فولاد ابزار ریختگی , تاثیر بسیار مهمی از نظر کاهش هزینه و سهولت در قالبسازی , در پی خواهد داشت. در این مقاله پارامترهای مختلف ریختگی و عملیات حرارتی در خصوص ساخت فولاد ابزار آلیاژی ریختگی HK700از استاندارد شرکت هیوندا موتور(HMC)  جهت جایگزینی با فولاد ابزار سردکار نوردی SPKNL مورد بررسی قرار گرفته است. میزان براده برداری وزمان  ماشینکاری کم  , زمان قالبسازی کم و استفاده از روش ریخته گری توپر FULL MOULD  )  (در ساخت فولاد ابزار ریختگی  HK700 در مقایسه با فولاد نوردی SPKNL  باعث صرفه جویی قابل توجهی از نظر هزینه خواهد شد. جهت دستیابی به فولاد مذکور قطعات مختلفی ریخته گری شده و تحت عملیات حرارتی قرار گرفتند  و سپس امکان انجام عملیات ماشینکاری, سختکاری و خواص مکانیکی آنها مورد  بررسی قرارگرفته است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1390ساعت 22:59  توسط حسن نوری  |